اهواز مرکز استان
خوزستان یکی از هشت کلانشهر ایران است.
کارون پرآبترین رود ایران با سرچشمه گرفتن از کوههای بختیاری،
با ورود به اهواز، شهر را
به دو بخش شرقی و غربی تقسیم نموده و جلوه زیبایی به شهر
داده است.
شهرهای اطراف اهواز
عبارتند از: شهرهای تاریخی مسجدسلیمان، دزفول، اندیمشک و شوشتر و
شوش در سمت شمال،
رامهرمز و هفتکل و ایذه و باغ ملک در شرق،بهبهان، ماهشهر، شادگان
و خرمشهردر جنوب
و سوسنگرد، هویزه و بستان در سمت غرب.
اهواز کنونی محور
ترانزیتی بسیار مهمی است که بوسیله راههای زمینی و ریلی و هوایی
سایرنقاط کشور را
به بنادر مهم آبادان، خرمشهر، بندر امام خمینی و ماهشهر پیوند میدهد.
همچنین با وجود
پایانه و بازارچههای مرزی شلمچه و
چزابه در نزدیکی اهواز، این شهر به طور
مستقیم متاثر از ترافیک کالا و مسافر و مسافران
سیاحتی و زیارتی ایرانی و عراقی میباشد.
تلاش هایی برای مطابقت
دادن اهواز با شهر اگینیس که استرابون از آن نام برده انجام
شده است،
اما محتمل تر
آن است که اهواز در محل شهر قدیم تاریانا هخامنشی که نئارخوس،
سردار اسکندر، در مسافرت
خود به خلیج فارس در کنار آن لنگر انداخت قرار گرفته باشد.
کلیفورد ادموند باسورث
می گوید که در جستجوی ریشه نام اهواز، جغرافی دانان عربی دچار سردرگمی
بوده اند. اردشیر
یکم، بنیان گذار سلسله ساسانی نام شهر را به هرمز اردشیر تغییر داده است.
بنابر گفته
مقدسی فرزند اردشیر (شاپور یکم) بود که شهر را در دو سوی رودخانه از نو بنیان نهاد
و
یکی را بنام خدا و دیگری را تحت نام خود نامگذاری کرد. این دو نام بعدها با یکدیگر
مخلوط و بصورت
هرمز-اردشیر و یا بصورت خلاصه شده داراواشیر درآمد. این شهر در همه جا
مرکز تجاری خوزستان،
هوجستان واجار (بازار خوزستان) نامیده می شد و شهر سوی دیگر رودخانه
بعنوان مرکز فرماندار
و نجبا، هرمشیر خوانده می شد. شهر دوم در حمله عرب ها در قرن
اول هجری(هفتم میلادی) از بین رفت.
اما نام شهر دیگر را عرب ها «سوق الاهواز» ترجمه
کردند و در این ترجمه اهواز جمع هوزی
یا خوزی، نام قبیله بومی استان خوزستان بوده است.
اهواز در روزگار ساسانیان از شهرهای عمدۀ خوزستان به شمار می رفت و از مراکز عمدۀ صنایع
نساجی خوزستان بود . یکی از کانونهای مسیحیت در ایران،و از اسقف نشینهای خوزستان محسوب
میشد.علاوه بر این ، این شهر از مراکز عمدۀ بازرگانی بوده، و نیز بواسطۀ واقع شدن در کنار
رود کارون-که قابلیت کشتیرانی داشته-محل مناسبی برای تجمع مال التجاره و داد و ستد به شمار
می رفته است.
اعراب پس از پیروزی در جنگ نهاوند پادگانهایی در شهر فتح شده،از جمله اهواز ساختند.
شهرهای خوزستان از جمله اهواز ازنخستین پناهگاههای خوارج در ایران بود.در ایام خلافت علی برخی
از موالی اهواز که از میزان خراج در خواستی والی آن ناخرسند بودند،به شورش خوارج پیوستند.
در زمان خلافت یزید بن معاویه شهرهای خوزستان از جمله اهواز دستخوش جنگ و گریزهای خوارج
با سپاهیان اموی گشت.
شهر اهواز در سده های نخستین اسلامی به واسطۀ سدی که بر رود کارون بسته شده بود،از بزرگترین
و آبادترین شهرهای خوزستان به شمار میآمد.این شهر،شهری پر رونق و آباد بود،اما بعدها اهواز
به تصرف سپاهیان صاحب الزنج درآمد.اهواز پس از پایان فتنۀ زنگیان رونق و آبادانی خود را از دست
داد،اما در زمان عضدالدولۀ دیلمی بار دیگر اهمیت پیشین خود را به عنوان مرکزی تجاری به دست
آورد.همچنین بنا به گفتۀ مقدسی،عضدالدوله پل هندوان را که دو بخش اهواز را به هم متصل می کرد
و همچنین مسجد زیبایی را که در کنار آن بوده،بازسازی و مرمت نمود.شهر اهواز از پایگاههای عمدۀ
مذهب شیعه در ایران بشمار می آمد و به گفتۀ مقدسی نیمی از مردم آنجا شیعه بودند و پیوسته میان
شیعیان و سنیان درگیری و کشاکش وجود داشت.
در قرن چهارم هجری
نهری کوچک به طول سیصد متر و عرض بیستمتر از کارون منشعب
شده، شهررا به دو قسمت تقسیم کرده بود محله غربی را «جزیره» میگفتند و محله شرقی
«مدینه» نام داشت، این دو بخش
به وسیله پلی به نام «پُل هندوان» به هم وصل میشدند.
در آن دوره اهل شهر دو دسته بودند این شهر انبار بصره و بارانداز فارس و اصفهان بود.
اما علیرغم رشد و توسعه اهواز در قرون اولیه اسلامی، در
نیمه دوم قرن چهارم هجری این شهر رو
به ویرانی گذاشت و مردم آن پراکنده شدند. و کار
به جایی رسید که در اوایل قرن ششم این شهر به
طورکلی ویران شد. عبدالکریم بن محمد
سمعانی که در نیمه دوم قرن ششم میزیسته شهر اهواز را
این چنین توصیف کرده: «اهواز یکی از شهرهای مشهور بود که دانشمندان و روحانیون و تجار
و ثروتمندان بسیاری از مردم آن شهر به همراه غیر اهوازیها در آن زندگی میکردند. بخش عمده این
شهر ویران شد و فقط ویرانههایی از آن باقی مانده که مردم اندکی را خود جای
دادهاست.»
علت ویرانی «الاهواز» یا همان اهواز به درستی مشخص نیست. هر
آنچه تاکنون گفته
شده حدس و گمان است که به وسیله وقایعنگاران و مورخان متأخر نوشته شدهاست.
احمد کسروی علت ویرانی را دو چیز پنداشته:
یکی شکستن بند و دیگری برگشتن مسرقان
از جوی خود و پیوستن آن به دجیل [کارون].از قرن ششم هجری قمری
به بعد به علت
خراب شدن سد شادروان و پائین رفتن سطح آب رونق دهندهشهر و نیز جنگها و
اغتشاشات داخلی و بروز بیماریهای وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن
که
در سال ۱۸۶۹ میلادی همزمان با حفر کانال
سوئز که منجر به کوتاه شدن مسیر تجارت
دریائیاروپائیان و توجه آنها به منطقه شد رونق
تازهای گرفت.
ناصرالدین شاه قاجار
هم از این فرصت برای گسترش تجارت و کشتیرانی بر روی رود
کارون استفاده کردو در سال
۱۲۶۶ هجری خورشیدی کشتیرانی را بر رود کارون
برای
خارجیان آزاد اعلام کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام
«بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر ناماهواز به «ناصریه» تبدیل شد تا اینکه
در دورهٔ پهلوی و به تبع سیاست قاجار زدائی رضا شاه نامباستانی «اهواز» احیا شده و
جای ناصری را گرفت.
کاپیتان هنت یکی از
افسران ارتش انگلیس در جریان جنگ ایران و انگلیس در محمره بوده و
پس از فرارخانلرمیرزا
به اهواز با کشتی به تعقیب خانلرمیرزا پرداخته، اهواز را این
چنین دیدهاست: «شهر اهوازمثل اکثر بلاد مشرق زمین دارای
خانههای محقری است که
از خشت و
گل، بدون مراعات اصول صحی به ترتیب غیرمنظمی ساخته شده و در حدود یکهزار
و پانصد الی
دو هزار نفر جمعیت دارد. تمام سکنه اهواز را عربها تشکیل میدهند،
ایشان کاملاً خوش قیافهاند و اندکی سیاه چردهتر از اسپانیاییها هستند.
کشتیرانی در خوزستان
از طریق رود کارون صورت میگرفته و با توجه به
طبیعت رودخانه
کارون که در محل اهواز دارای چندین رگه صخرهای در بستر خود میباشد به دو بخش
بالادست و پائین دست تقسیمشده بود.
همچنین ویرانههای سد باستانی اهواز نیز
که در
زمان احداث باز هم بر روی بستر صخرهای بنا شده بود مانع
دیگری برای کشتیرانی بودهاست.
شاخهٔ بالادست یا کارون شمالی از شوشتر تا
اهوازو شاخهٔ جنوبی یا پائین دست از اهواز
تا خلیج فارس را در بر میگرفتهاست. بنابراین کشتیهایی که ازشوشتر حرکت میکردهاند در
محل اهواز به ناچار بار خود را به کشتی دیگری
در سمت جنوبی صخره منتقل میکردهاند.
این دست به دست شدن بار موجب پیدایش انبارها
و کاروانسراهای متعددی در اهوازشد
و تبدیل به یکی از دلایل رونق تجارت و در نتیجه رونق
شهر اهواز گشت .
از جمله تاسیسات مرتبط با بندر و تجارت در اهواز آن زمان، واگن اسبی
بودهاست که با احداث
یک رشته خط
آهن و توسط واگنهاییکه با اسب کشیده میشدهاند بار و کالای تجاری
را
در امتداد رودخانه و بین کشتیها جابجا میکردهاست.
در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت
دریایی با دورترین بندرهای تجاری
معروف آن دوراندنیا در هند و آفریقا و خاور دور میباشد و این امر جز با وجود بندری در
کنار صخرهٔ
پیشگفته برایتخلیه و بارگیری
مجدد میسر نمیشدهاست.
درگیریهای مختلف دوران مشروطیت و کشف نفت در مسجدسلیمان
و وضع اسفبار شوشتر در دوران
قاجاریه
از یکسو و شیوع طاعون مهلک در آخرین سالهای قرن ۱۳ خورشیدی و همچنین برچیده شدن
کشتیرانی
در کارون شمالی از سوی دیگر و نیز رونق روزافزون اقتصادی اهواز باعث شد تا مرکزیت
خوزستان
در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود.
اهواز امروز شهری
بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شدهاست.
در قسمتغربی شهر محلات مسکونی پرجمعیتی مانند
کمپلو، کوی علوی و محلههای نو
ساز نظیر گلستان،کیانپارس و کیانآباد و فاز۴کورش قرار
دارند. امانیه و فلکه ساعت کوی
اداری-تجاری و هستهٔ مرکزیقسمت غربی را تشکیل میدهند. قسمت شرقی شهر بیشتر
بازار و مراکز اقتصادی
شهر را در خود جایداده، خیابانهای نادری و امام خمینی (پهلوی
سابق) و آزادگان (۲۴متری یا رضاشاه کبیر ) و
شریعتی(۳۰ متری )و باغ شیخ(ادهم) مرکز
قسمت شرقی شهر هستند و همچنین محلههای معروف پادادشهر،آریاشهر، باهنر، رسالت،
منبع
آب، کوروش، زیتون کارمندی، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقعاند.
در حال حاضر پروژههای عمرانی بزرگی در اهواز در دست احداث میباشد که با افتتاح آنها چهرهٔ شهر
و وضعیت حمل و
نقل شهری دگرگون خواهد شد.

+ نوشته شده توسط آرتمیس در چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 و ساعت
|